دخترک آرام و کمرنگ می نوشت مشق هایش را ...

معلم سرش داد زد: چرا کمرنگ مینویسی؟ نمی بینم، بار اخرت باشد!

سکوت کرد و چیزی نگفت ...

میدانست که با هربار شکستن نوک مدادش، کمر پدر می شکند!

 
 
 



تاريخ : پنج‌شنبه 06 آذر 1393 | 19:55 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(1)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید